سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
وبلاگ شخصی محسن بیات( اشعار من )
 
قالب وبلاگ

" مُردن؛ فقط که رحلت جان نیست، جانِ من،
زندان؛ فقط که اسم مکان نیست، جانِ من؛

دل‌مردگی هوای پر از مرگ لحظه‌ها،
مرگی که زنده است و عیان نیست، جانِ من؛

زندان همین که حبس اتاقت شوی و بس،
در خلوتی که سِیرِ زمان نیست، جانِ من؛

من را ببین؛ سراسر روحی که رِخوَت است،
در این جهان، که جانِ جهان، نیست جانِ من ...

باید به جنگِ عادتِ تنهایی‌ام رَوَم
امّا چگونه؟ قدرتِ آن نیست، جانِ من؛

من خسته‌ام، به خواب عمیقی نیاز هست،
دیگر، امید و تاب و توان نیست، جانِ من؛

«زین همرهان سُست عناصر دلم گرفت»*،
جایی که عشق، قسمت‌مان نیست، جانِ من..."

 

25/5/97


*  پ.ن: «زین همرهان سست عناصر دلم گرفت، شیر خدا و رستم دستانم آرزوست » جناب مولوی


[ پنج شنبه 97/5/25 ] [ 2:36 عصر ] [ محسن بیات ]

" آنقدر درد کشیدیم، که اینها هیچ است،
حرفِ ناربط شنیدیم، که اینها هیچ است؛

زیر خورشید نشستیم، ولی سایه نشین،
زیر این سایه خمیدیم، که اینها هیچ است؛

بال از این ساحت مخدوش بشرگونه چرا،
وا نکردیم و پریدیم، که اینها هیچ است؛

هر چه گفتند شنیدیم، ولی دَم نزدیم،
زخمه‌ها بود، چشیدیم، که اینها هیچ است؛

تا که دیدیم، ندیدیم، گذشتیم، ولی،
ساکت از خویش بریدیم، که اینها هیچ است؛

حسرت از خاطر آشفته‌ی دل می‌بارد،
جامه از صبر دریدیم، که اینها هیچ است..."



16/3/97


[ چهارشنبه 97/3/16 ] [ 11:19 عصر ] [ محسن بیات ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ